clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 95

سفرنامه تور دریاچه نئور به سوباتان مورخ 30 اردیبهشت الی 95/3/2

  • raga
  • نویسنده مطلب
  • آفلاین
  • مدیر بخش
  • مدیر بخش
  • با هم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم
بیشتر
3 سال 10 ماه گذشته #1515 توسط raga
raga ایجاد شده در موضوع: سفرنامه تور دریاچه نئور به سوباتان مورخ 30 اردیبهشت الی 95/3/2
سفرنامه تور دریاچه نئور به ییلاق سوباتان
مورخ 30 اردیبهشت الی 95/3/2
راهنمای تور: میثم کریمی نیا





آدمي با شنيدن هر نام و واژه اي تصويري در ذهنش نقش مي بندد و براي من شنيدن نام سوباتان تداعي گر بهشت است، بي شك اگر سوباتان را نتوان بهشت ناميد آنرا بايد جلوه اي از زيبايي ها بهشت و قدرت قادر متعال دانست و با اين مقدمه كوتاه تصور كنيد شور و شوق و حال من را براي سفري دوباره به اين نشانه بهشتي...
شبانگاه پنجشنبه 30 ارديبهشت ماه مصادف بود با سرآغاز سفر من به عنوان راهنماي انسان هاي وارسته اي كه يكايكشان به هرچه به ياد ماندني تر شدن اين سفر كمك شاياني نمودند.
پس از انجام مراسم معارفه و آشنايي مسافران با يكديگر مسافران مشغول استراحت شدند تا خود را براي پياده روي طولاني روز بعد آماده نمايند. اتوبوس در دل سياهي شب مسير خود را به سمت روستاي بودالالو در استان اردبيل طي كرد و سحرگاه به روستاي مورد نظر رسيديم و از اينجا سوار بر نيسان هاي آبي رنگ به سمت درياچه زيباي نئور حركت كرديم.
درياچه اي نهفته در ميان كوه ها كه گرداگردش با گل هاي زرد رنگ پوشيده شده و اينجا توقفگاه ما بود براي صرف صبحانه و گرفتن عكس هاي يادگاري. بعد از صرف صبحانه و صرف چاي آتيشي كه با آويشن معطر شده بود سوار بر نيسان ها مسير خود را ادامه داديم.
بعد از طي مسافتي چند به محل وعده گاه با راهنماي محلي خود رسيديم و اين سرآغاز يك پياده روي طولاني بود! پياده روي از ميان مسيري سراسر سبز و پر گل و البته نهفته در مه.پس از يك پياده روي نسبتا طولاني 6 ساعته كه همراه مقاديري سرسره بازي در ميان برف ها و البته گِلي شدن در طول مسير بود، عصر هنگام به محل اقامتمان رسيديم.
پس از صرف جوجه كباب خوشمزه به همراه دوغ محلي همسفران به جهت رفع خستگي به اجراي سمفوني نام آشناي خور و پف! پرداختند و خواب از چشمان دگر همسفران ربودندي!
پس از صرف صبحانه خوشمزه محلي بخشي از دوستان مشتاق به سمت آبشار ورزان رهسپار شدند و الباقي به استراحت پرداختند. مسير زيباي آبشار در نبود مه زيبايي سفر را دو چندان نمود. پس از رسيدن به آبشار زيباي ورزان به گرفتن عكس هاي يادگاري مشغول شديم و براي صرف يك ناهار خوشمزه مسير بازگشت را اينبار سوار بر رخش آبي رنگ در پيش گرفتيم.
بعد از صرف ناهار به سمت مقصد بعدي خود كه منطقه ساري داش بود حركت كرديم، حركت در مياه انبوه مه، از ميان مراتع و گله هاي دام و در برگشت رهسپار ده شديم و صرف كباب برگ در روستا سفر را خاطره انگيز تر نمود.
روز يكشنبه پس از صرف صبحانه محلي سوار بر رخش هاي آبي رنگ خود مسير بازگشت را در پيش گرفتيم، از ميان دشت هاي لبريز شقايق هاي وحشي و نيز جنگل هاي سرسبز.
پس از پايان نيسان سواري سوار اتوبوس شديم و راه كرج را در پيش گرفتيم و پس از صرف ناهار تا رسيدن به مقصد دوستان مبادرت به شايعه سازي و بازي نمودند تا به هر چه ماندگار شدن بيشتر اين سفر كمك كرده باشند.
شب هنگام به كرج رسيديم و اين پايان يك سفر بياد ماندي و جدايي از عزيزان همسفرمان بود.
بعد از سالها تجربه در می یابیم که ما به سفر نمی رویم
این سفر است که مارا با خود می برد. ( جان اشتاین بک)
































راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: سمیه

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
3 سال 10 ماه گذشته - 3 سال 10 ماه گذشته #1518 توسط سمیه
سمیه پاسخ به موضوع: پاسخ: سفرنامه تور دریاچه نئور به سوباتان مورخ 30 اردیبهشت الی 95/3/2
دوستان همراه سلام !22
به جرات میتونم بگم که سوباتان یکی از خاطره انگیزتزین و ماندگارترین سفرایی بود که رفتم. مهی که از دره بالا میومد و تمام دنیای مقابل چشمانت رو در خودش می بلعید... چشم انداز وسیع و شگرف پیش رو، که لحظه به لحظه تغییر میکرد... شوقی که از تابش ناگهانی پرتوهای خورشید در دلت پدید میومد ، تو شرایطیکه ابرها فقط چند لحظه از سینه آسمون کنار میرفتن...
همه و همه تصاویر ناب و فراموش نشدنی رو تو ذهن من حک کرد.
خوشحالم که تو این سفر با دوستان نازنینی همراه بودم که حضورشون سختی راهو هموارتر میکرد و لذت ماجراجوییش رو بیشتر! !17
مخصوصا دوست خوب و یار گرمابه و گلستانم منیر !35 !32
ممنونم از میثم عزیز که با صبر و تدبیر خاص خودش تو اون شرایط سخت در تمام طول مسیر تیم رو بخوبی هدایت کرد و میدونم که با مسئولیت و دلسوزی، همه اونچه که مقدور بود، انجام داد تا به همه مون خوش بگذره. و همچین شهام عزیز کاپیتان دوم عرشه البرز من!
و ممنونم از همه همسفرای گل سوباتان. به امید دیار دوباره !40




یکی از قسمتای مهیج این سفر سبقت گرفتن "همزمان" سه تا لیسان! (همون رخشای آبی!) از همدیگه، اونم تو یه جاده مالرو بووود.....!!
همینقدر بگم که پشت لیسان من مثل بادباکی در دستان باد بودم و کلا تو اون یه تیکه از مسیر، پاهام رو زمین نیومد!!! !16



!60

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است ...
آخرين ويرايش: 3 سال 10 ماه گذشته توسط سمیه.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.219 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum