clear
× سفرنامه و تصاویر تورهای بهار 93

سفرنامه تور شهرستانک مورخ 93/2/23

5 سال 6 ماه گذشته - 5 سال 6 ماه گذشته #893 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور شهرستانک
مورخ سه شنبه 93/2/23
راهنمای تور: شهام نخبه زعیم

روز ٢٣ ارديبهشت يا بهتر بگم روز پدر برنامه سفر به شهرستانك رو داشتيم. !25

صبح وسايل رو جمع كردم و از جلوی دفتر به همراه آقای کریمی راننده این برنامه به سمت میدان سپاه راه افتادیم، متوجه شدم كه آقاي راننده داره سرشو تكون ميده ! انگار كه از چيزي ناراحت باشه و هر از گاهي هم نوچ نوچ ميكرد !!

بيشتر كه دقت كردم متوجه شدم كه راديو داره محدوديت هاي ترافيكي اون روز جاده چالوس و اعلام ميكنه !4 خلاصه با كمي شوخي كردن و سر صحبت و باز كردن با آقاي كريمي رفتيم به سمت ميدان سپاه ! !53
طبق معمول راس ساعت مقرر همسفرامون سر قرار اومدن و خيلي سريع عازم جاده چالوس شديم، همون اول مسير و قبل از ورودي جاده چالوس ترافيك آغاز شد . . . !5
همين طور كه آهسته و پيوسته ميرفتيم من ميكروفن و روشن كردم و بعد از معرفي خودم و آقاي راننده نوبت به معرفي تك تك دوستان شد .
جمع خيلي خوب و گرم بودن و در حين معارفه نابغه هاي سفر هم كم كم پيدا شدند :D
يه چيزي كه خيلي واسه هممون جالب بود اينكه بر خلاف اكثر مواقع كه بيشتر همسفرامون خانوم بودند اين سفر اكثراً آقايون با ما همسفر بودن ! بچه ها ميگفتن چون امروز روز مردِ اينجوري شده !6

آقا محمد مسافر به قول خودش پايه ثابت مون ( آخه اين دومين سفرش با البرز من بود) ، سجاد ١ ، بتي خانوم مجري كر، آقا مجيد و خانواده محترمشون، آقاي كاظمي بازنشسته ارتش، خانوم جليلوند علاقه مند طبيعت ، خانوم سوزان معروف به كوزت! خانوم جمشيدي و عروس و پسراش همراه همسر عزيزشون كه كادو روز مرد به اين سفر آورده بودشون ، سجاد ٢ و دايي كه جديداً از استراليا اومدن و همه و همه جمع خيلي دوست داشتني و يكرنگي و تشكيل دادند تا اون روزمون هم واسه هميشه تو ياد ها بمونه :-)

بعد از معارفه و لذت بردن از مناظر وارد خروجي شهرستانك شديم و اونجا من توضيحاتي در خصوص البرز و منطقه شكارگاه شهرستانك كه در زمان ناصرالدين شاه قاجار ازش استفاده ميشده و . . . دادم. !45

تا رسيديم به شهرستانك ، به محض ورود به روستا وارد رستوران شديم براي صرف صبحانه. كه البته رستوران جايي بود كه قبلاً مدرسه بوده و به تازگي تغيير كاربري داده ولي هنوز حال و هواي مدرسه رو داشت، نيمكت هاي شكسته داخل حياط ، پلكان هاي ورودي به سالن ، كلاس هاي منظم و كنار هم ديگه ، همه و همه اينها باعث شد تا ما هم گذري به دوران كودكي بزنيم و صبحانه رو همراه با خاطرات تلخ و شيرين دوران دانش آموزی مون بخوريم :-)



بعد از صرف صبحانه و عكس گروهي تو حياط رستوران ( يا بهتر بگم مدرسه ) راهي كاخ ناصر الدين شاه شديم :-)



تو مسيرمون درختهاي ميوه هنوز شكوفه داشتند مسيرمون مملو درختان سبز و سفيدي بود كه داشتند خودشون آماده ميكردند براي ميوه دادن !29 درخت آلبالو، گيلاس، گلابي و گردو و ... برخي از درختان اين منطقه هستند.
تو مسير يكي از محلي ها چند قدمي با ما همراه شد و از گردشگرايي كه به شهرستانك ميرن گلگي ميكرد و ميگفت محيط روستا رو خيلي كثيف ميكنند و فصلي كه باغاتشون ميوه داره از ميوه هاش ديگه چيزي براي خود اهالي نميمونه و .... !42 همينجا جا داره خواهش كنم از گردشگراني كه به اين منطقه ( و هر جاي ديگه كه ميرن ) رعايت اين مسائل بكنند و به جوامع روستایی، حریم باغات شخصی آنها احترام بگذارند و به هیج عنوان منطقه رو با زباله آلوده نکنند. !14

در طول مسير گاهي مي ايستاديم تا ديگر همسفرانمون همراهمون بيان و جاهاي خوب عكس هاي گروهي ميگرفتيم و همينطور به راه خودمون ادامه ميداديم.









وقتي به كاخ ناصري رسيديم خيلي زود وسايلمون رو يه جا گذاشتيم و رفتيم داخل كاخ يه چرخي بزنيم و از وقايع اونجا براي همسفرانمون بگم .



اول رفتيم فضاي بيروني كاخ ، كه حتي با مرمت هايي كه رو بنا انجام دادن ديگه ويرانه اي شده و بيشتر زيباييش مربوط به ميراث فرهنگي كاخ هست و اتفاقاتي كه اونجا رخ داده .



بعد از بازديد از فضاي بيروني و يه تپه نوردي مختصر وارد بخش اندروني شديم ، شاه نشين هم حتي تبديل به خرابه شده ولي هنوز با ديدنش آدم تفاوت اين ساختمون رو با بقيه جاها متوجه ميشه . داخل اين ساختمون هم متاسفانه چون بدون هيچ مراقبتي رها شده مردم با يادگاري نوشتن پيكره اين بنای فرسوده رو آزردن ...

راستي چه كسي مسئول اين ويراني هاست ؟ ! وقت اون نشده تا همه به كمك هم از اين ميراث هاي تاريخي كه توي كشورمون تعدادشون كم هم نيست مراقبت كنيم ؟!!

بعد از بازديد از كاخ و شرح وقايع اونموقع و كلي لبخند و شادي هممون تو حياط كاخ عكس يادگاري گرفتيم و يادي هم از مرحوم ناصرالدين شاه كرديم :-)))))






بعد از صرف نهار كنار كاخ و كمي استراحت، كم كم استعداد هاي همسفرانمون شكوفا شد و در اون كوهستان زيبا آوازها خواندند

ديگه ساعت داشت كم كم زمان برگشت رو بهمون نشون ميداد و وسايل و جمع كرديم و و كو له هامون سبكتر شده اما يه كيسه زباله به وسايلمون اضافه شده بود. چقدر خوبه كه ياد بگيريم توي طبيعت زباله هايي كه توليد ميكنيم و خودمون جمع كنيم و همراه خودمون به جايي كه مناسب جمع آوري زباله ها هست ببريم.
وقتي رسيديم روستا مستقيم رفتيم رستوران يه آب به دست و صورتمون زديم و با چايي و آش از همسفرامون پذيرايي كرديم و بعد از اون هم يه همخواني حس و حال تازه اي بهمون داد و روحيه مونو شاد كرد :-)



حدود ساعت ٧:٣٠ هم رسيديم كرج و با رويي شاد از هم جدا شديم تا سفر هاي بعدي :-)
اين سفرمون هم به پايان رسيد .
به اميد ديدار . !24

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: سمیه

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 6 ماه گذشته #895 توسط سمیه
مرسی شهام! سفرنامه خوبی بود..... !24

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است ...
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: شهام نخبه زعیم

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 6 ماه گذشته #897 توسط شهام نخبه زعیم
ممنون سمیه خانوم !25
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: سمیه

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.163 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum