clear
× سفرنامه و تصاویر تورهای بهار 93

سفرنامه تور جنگل نوشهر مورخ 93/2/25

5 سال 6 ماه گذشته - 5 سال 6 ماه گذشته #899 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور جنگل نوشهر
مورخ 93/2/25
راهنمایی تور: پویا ملا حسنی

ایران پهناور وکوهستانی،پر هست از طبیعتهای بکر و باورنکردنی و متفاوت.کویر و دریاچه و رود و غار و دریا و دره های عمیق..
و اما جنگل های انبوه و خاصی که در هیچ کجای دنیا همتایی ندارند.... !60
جنگل های هیرکانی شمال ایران مقصد سفر پنجشنبه این هفته ما بود با گروه فرهنگی هنری موسسه باغ آینه ...
صبح زود ساعت 5 از جلو موسسه حرکت ما آغاز شد و دوستان همه سر وقت به غیر از یکی دونفر کنار ماشین حاضر بودند... !5
قرار بود صبحانه رو سیاه بیشه در رستوران پیروزی بخوریم ، تا رسیدن به رستوران زمانی داشتم تا با همسفرها بیشتر آشنا بشم و توضیحاتی در مورد کوهستان البرز و سد کرج و... به همسفرها بدم ، جالب اینکه سه نفر از همسفرها از همشهری های من بودند (شهربابکی) !40
خیلی زود بعد از کمی توقف به خاطر خونریزی بینی یکی از همسفرها به رستوران رسیدیم و صبحانه مفصلی نوش جان کردیم.. !49
بعد از صبحانه ، در مسیر با بچه ها پانتومیم بازی کردیم که بعد از مدت ها کلمه ای به من گفته شد که برای بازی کردنش به مشکل خوردم (البته) !1
با کلی جنگ و دعوا و بالا و پایین بالاخره بازی مساوی به پایان رسید و ما هم وارد شهر چالوس شدیم و کنار دریا توقف کردیم تا به کنار ساحل بریم و لحظاتی فکر و خیال خودمون رو به موج های دریا بسپاریم که با ریتم آهنگین و یکنواختی خودشون رو به شن های ساحل میکوبیدن... متاسفانه کمتر ساحلی در شمال ایران هست که زباله ای داخلش نباشه و این قضیه در مورد ساحلی که ما رفته بودیم هم صدق میکرد ...



رطوبت و شرجی بودن هوا اجازه نداد زیاد کنار دریا بمونیم و خیلی زود به سمت کلبه عمو جلال داخل جنگل حرکت کردیم . با 15 دقیقه پیاده روی به کنار جنگل رسیدیم و منظره دریا و شهر چالوس از اون بالا دیدنی بود... مادیان آقا جلال هم با شیهه های مستمر به ما خوشامد میگفت...

کنار جنگل اتراق کردیم و آتیشی به پا شد و چایی هیزمی رو هم آقا جلال به راه کرد و بعد از خوردن ناهار و کمی خستگی در کردن و نوشیدن چایی هیزمی اماده پیاده روی داخل جنگل شدیم...









آواز پرنده ها و سکوت جنگل و درخت های باستانی داخل جنگل حال و هوای همه رو حسابی عوض کرد و همین طور کنار نهر آب سهیل هم با صدای قشنگش حسابی به همه حال داد









و با شور و نشاطی مضاعف به سمت اتراق گاهمون برگشتیم و هندونه شیرین و آبداری خوردیم و سوار ماشین شدیم و به سمت کرج حرکت کردیم...
در مسیر برگشت هم بازی های گروهی زیادی انجام شد که تو یکی از اونها دو نفر از بچه ها اول شدند (دمشون گرم)...
خلاصه یه روز دیگه و یه سفر دیگه و تجربه آشنایی با همسفرهای جدید هم به پایان رسید و تنها چیزی که باقی موند خاطرات تلخ و شیرینی هستش که زندگی ما رو پر بارتر خواهد کرد چه بخوایم چه نخوایم !
تجربه با هم بودن در طبیعت تجربه ای هست که هر انسان امروزی بهش احتیاج داره
امیدوارم باز هم با هم همسفر باشیم تا باهم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم... !29

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: بهرام

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 6 ماه گذشته - 5 سال 6 ماه گذشته #902 توسط mohammadreza mahboob
!58

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.146 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum