clear
× سفرنامه و تصاویر تورهای بهار 93

سفرنامه تور 4.5روزه بجنورد-خراسان شمالی 12-93/3/16

5 سال 3 ماه گذشته - 5 سال 3 ماه گذشته #923 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور 4.5 روزه بجنورد - خراسان شمالی
مورخ 12 الی 93/3/16
راهنمایان تور: میثم کریمی نیا و پویا ملاحسنی

شب دوشنبه 13 خرداد ماه به همراه دوستان و همسفران همیشگی و خوب البرز من راهی یه سفر 4 و نیم روزه به سمت شمال شرقی کشور عزیزمون شدیم. !52

مسیر حرکت از مسیر گرمسار و به سوی اسفراین اولین سایت انتخاب شده برای بازدید بود. حدودن ساعت 11 بود که در ورودی اسفراین به دوست و راهنمای خوبمون آقای حسین شکرانی ملحق شدیم و به سمت روستای هدف گردشگری رویین روانه شدیم. !17
روستای رویین یکی از روستاهای سرسبز و بزرگ تو منطقه خراسان شمالی هستش که جزو سایت های مهم بافندگی و تاریخی ایران بشمار میره و مملو از درختان گردو و گیلاس هستش. !5 بعد یه پیاده روی کوتاه تا فروشگاه صنایع دستی روستا داشتیم، که در طی مسیر دوستان با کسب اجازه از باغداران و محلی های منطقه ناخنکی به گیلاس های تووی مسیر میزدن که خالی از لطف نبود و همینطور به خرید حوله ها و روانداز های دستباف مشغول شدن.

بعدش رفتیم سمت مهدیه روستا برای صرف ناهار که به صورت هیزمی پخته شده بود و قبل از اون هم صد البته چای و نوشیدنی های محلی مثل آنخ و آقباش و کاکوتی و ..که تا آخر سفر پای ثابت نوشیدنی هامون بودن. !21

بعد ناهار از یه کارگاه بافندگی دیدن کردیم و مختصری تو کوچه های روستا قدم زدیم و برای دیدن سرچشمه آب روستا رفتیم.

















اونجا چند تا از دوستان به صورت کاملا خودجوش! به خیس کردن بقیه پرداختن و بعدش با یه چای آتیشی پذیرایی شدیم و چون شدیدا دیرمون شده بود و ممکن بود به موزه بجنورد که سایت بعدی مورد نظرمون بود نرسیم، بچه ها سوار بر نیسان به سوی اتوبوس حرکت کردن تا این سفر هم فرصتی بشه و لذت نیسان سواری رو تکرار بکنیم.












بعدش گوله رفتیم سمت بجنورد تا از موزه مردم شناسی اونجا و عمارت مفخم دیدن کنیم.



بعد از دیدار از موزه و آشنایی با برخی از رسم و رسومات و روش های زندگی مردم در خراسان شمالی به یه فروشگاه چرم و حسینیه جاجرمی ها برای خرید سوغاتی سر زدیم و از اونجا رفتیم به هتل تا خودمون رو برای روز دوم سفر آغاز کنیم. !71

برنامه روز دوم سفر دیدار با عشایر کرمانج و بازدید از منطقه حفاظت شده گلول در نزدیکی های شیروان بود. پس از طی یه مسیر 4 ساعته که توام با بازی های مختلف که پویا برای بچه ها تدارک دیده بود و همچنین هنرنمایی های همسفرانمون بود به محل زندگی عشایر رسیدیم و از همون ابتدای مسیر دوستان دوربین به دست شروع به گردش در منطقه کردن.






یه چرخی دور دریاچه سد گلول زدیم و پس از مشاهده چند تا بچه مار گرامی که مطلقا هیشکی ازشون نترسید! به سمت یکی از چادر های عشایری رفتیم که ازمون با نون محلی و یه ماست خوشمزه و پرچرب پذیرایی کردن.
















دیگه کم کم روده کوچیکه داشت بزرگه رو میخورد که تصمیم گرفتیم بریم برای صرف ناهار. قبل ناهار عشایر ازمون با انواع نوشیدنی های خوشمزه گیاهی و چای پذیرایی کردن تا کم کم برای خوردن ناهار آماده بشیم. قابلی پلو خوشمزه ای که غذای محلی خراسان شمالی هستش.



بعد از ناهار کم کم آماده شدیم برای برگشت. تو راه توقفی برای خرید شکر پنیر و همینطور نان فطیر داشتیم تا رسیدیم به روستای درکش که اقامت بعدی ما قرار بود در اونجا باشه. !41

که چشمتون روز بد نبینه از آسمون سیل میومد این هوا!!! !5 نیم ساعتی تو ماشین منتظر بودیم بلکه بارون بند بیاد که انگار نه انگار! بارون شدید تر می شد که کمتر نمی شد!

به ناچار زیر انداز رو گرفتیم رو سرمون با مشقت فراوان خودمون رو به سوئیت رسوندیم. !15
و این اول ماجرا بود.از اونجایی که برنامه بر اون بود تا بخشی از دوستان شب رو در بالکن سوئیت و هوای آزاد بخوابن که بارون پیش بینی نشده کاسه کوزه ها رو به هم ریخت و همه مجبور شدن تو سوئیت بخوابن و اینگونه شدکه سوئیت ها جوابگوی نفرات نبود و دوستان مجبور شدن mp3 بخوابن که خب مسلما اذیت شدن که همینجا ازشون معذرت میخوام. !13

صبح که بیدار شدیم هوا همچنان بارونی بود. از اونجایی که مصر بودیم از دره کنگره زو بازدید کنیم و بارون بی وقفه میبارید، اینجا بود که فکری به ذهنم رسید و با نایلون زباله برای دوستانی که مشتاق دیدار از دره کنگره زو بودن پانچو درست کردم تا خیس نشن. )!1

تصور کنین یه گروه 20 نفری که نایلون زباله پوش تو دره حرکت می کردن. تجربه جالبی بود که توجه همه رو به خودش جلب کرده بود( کلی سوژه خنده و تعجب ملت شده بودیم). :unsure:






در میان بارون زیبای بهاری از بین دره حرکت کردیم تا کم کم رسیدیم به بخش فنی دره که به توصیه راهنما و به دلیل اینکه امکان سیل وجود داشت از ادامه بخش هیجانی برنامه که عبور از آبشار ها و صخره های دره بود منصرف شدیم و تنها با چند تا از همسفرا از دو تا صخره اولی بالا رفتیم که خودش کلی مزه داد و خاطره شد برامون.



بعد از مختصری آب بازی به سمت روستا برگشتیم تا ناهار رو که ماهی کبابی بود نوش جان کنیم و بعد از صرف ناهار خراسان شمالی رو به سمت استان گلستان ترک کردیم.






تو مسیر برگشت و عبور از پارک ملی گلستان پویا یه سری توضیحات در مورد حیات وحش غنی و بکر منطقه داد ... ناگفتنی نماند، احمدرضا با پشتکار خودش موفق شد تو پمپ بنزینی که برای گازوئیل زدن توقف کرده بودیم اون دور دورا چند تا آهو رو مشاهده کنه که نشون دهنده آخرین بارقه های امید حیات وحش زخم خورده ایرانه، که باید هرچه بهتر و بیشتر از حیات وحش و طبیعت کشورمون دفاع کنیم. بهرحال درود بر چشم تیزبین احمدرضا !25

یه کم جلوتر و تو قسمت های جنگلی به گله ای کوچیک از گراز های وحشی برخوردیم که به کنار جاده اومده بودن و مردم بهشون غذا می دادن توقف کوتاهی داشتیم و پس از چند تا عکس یادگاری به حرکتمون ادامه دادیم.



پیش رفتیم به سوی یکی از سرمحیط بانی های منطقه و از اونجا گروهی وارد جنگل شدیم و پس از مدتی گردش در محیط جنگل دوباره مسیرمون رو به سمت هتل محل اقامتمون ادامه دادیم.

جمعه روز آخر سفر یکی دیگه از روزهای خوب سفر بود که با تجربه دیدار از آبشار شیرآباد به یادموندنی شد. تمام گروه خیلی خوب و بدون هیچ مشکلی به سمت آبشار اول حرکت کردن و عکس های یادگاری قرار بر این شد که اونایی که توانایی داشتن به سمت آبشار دوم حرکت کنن. مسیر کمی فنی و سخت بود بعضی جاها که البته بچه های ما با کمک کردن به همدیگه موفق شدن خیلی راحت ازش عبور کنن. آبشار دوم به دلیل حضور کمتر گردشگران بکرتر از آبشار اول بود که مورد توجه دوستان واقع شد.












بعد از برگشت از آبشار برای صرف ناهار به یکی از هتل های منطقه حرکت کردیم و پس از صرف ناهار خودمون رو برای برگشت به کرج آماده کردیم.

تو مسیر برگشت چند تا بازی جدید رو تجربه کردیم و توضیحاتی در مورد مسیر به همسفرا دادیم. خوشبختانه برخلاف انتظار ما ترافیک بسیار روان بود و بدون معطلی تو مسیر حدوداس ساعت 11 شب به کرج رسیدیم تا یه سفر به یادموندنی با همسفرایی که همگی شون معرکه بودن و دوست داشتنی به پایان برسه. !35

ممنون از همه همسفرای عزیز و باصفای البرزمن که همیشه و همیشه با بزرگواری و همدلی بی نظیر، ما رو همراهی میکنن !24

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: ahmadreza, بهاره عبدزاده, سمیه

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته #924 توسط mona
من یکی از این گروه بودم ، واقعا واقعا واقعا یکی از بهترین سفرهای زندگی ام بود خیلی خوش گذشت خیلی هم اونجا عالی بود و مرسی از همسفرهای باحال و مرسی از البرز من با راهنماهای مهربون و کار بلدش ..

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته #925 توسط ناشناس
خیلی خیلی خوش گذشت، واقعاً سفر خوب و پر باری بود، برای همه دوستان آرزوی لحظات خوش این چنینی دارم. . . موفق باشید و سربلند

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته #926 توسط elham
از اینکه این سعادت نصیبم شد تا چنین مناظر زیبایی رو ببینم و با دوستان خوب و باصفا همسفر بشم واقعاً خداوند رو شاکرم. به من در این سفر خیلی خوش گذشت و چندتا ویژگی بارز داشت:
دیدن یه عالمه گله دوست داشتنی و بره ای که همون روز متولد شد و با هم عکس گرفتیم !57
بودن در کنار مردم خوب و مهمون نواز خراسان شمالی مخصوصاً روستایی ها و عشایر !27
و دیدن مناظر بکر و زیبایی که نظیرش رو کم تر جایی میشه دید مثل دره کنگره زو، آبشار شیرآباد !60
خلاصه برای همه بهترین لحظات رو آرزو می کنم و امیدوارم دوباره با البرز منی ها همسفر بشم !25

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته - 5 سال 3 ماه گذشته #927 توسط بهاره عبدزاده
سفر خیلی خوبی بود. ممنون از همه همسفرها و به امید سفرهای بعدی !27


Attachment 1DSC02189.jpg not found

پيوست:
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: Super User, راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن, ahmadreza, سمیه , مینا

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته - 5 سال 3 ماه گذشته #928 توسط مینا
هروقت با تور البرز من سفر کردم خیلی خوش گدشته به من. .این سفر هم یکی از بهترین و مفید ترین سفرهام بود. همه چی عالی بود. هم همسفرای خوب . جاهایی که رفتیم مخصوصا عشایرای دوست داشتنی و مهربون.کره محلی که خوردم روهیچ وقت فراموش نمی کنم .

Attachment IMG_53011.jpg not found



و همچنینگیلاس های بارون زده آماده خوردن!

Attachment IMG_5430.jpg not found



دوستان دم همتون گرم! امیدوارم باز هم با شما همسفر بشم. :)

Attachment IMG_5444.jpg not found



Attachment IMG_54644.jpg not found

این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: Super User, راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن, ahmadreza, بهاره عبدزاده, سمیه , میثم کریمی نیا

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته - 5 سال 3 ماه گذشته #929 توسط سمیه
انقدر از دیدن سفرنامه وعکسا خوشحال شدم که اگه توی فضا گم شده بودم و یه انسان دیگه رو میدیدم..!! (اخه من یه بار توی فضا گم شدم..!!) !29
حس غریب ولطیفیه! لحظات نابی رو ،همراه با کسانی گذروندی که بعضیاشونو اصلا نمیشناختی. و بهانه حضور توی این جمع، کافیه تا حس مشترکی رو بوجود بیاره! چیزی که "ما" رو از همه بقیه جدا میکنه. انگار چیزی، نیرویی بر ما تابیده. و ما، فقط ما میتونیم انعکاس اون رو تو چشم هم ببینیم! (چقدر رومانتیک نوشتم!) !20
نمیدونم چطوری بگم..
خوشحالم از اینکه به جای املتی که شبیه اش گوجه بود، نیمروی دورو سرخ شده مشدی سفارش دادم !خیلی چسبید! !30
ناراحتم از اینکه "فردا"یی که قرار بود کیک تولد اقا شهرامو بخوریم، هیچ وقت نرسید..! !4
و از همه همسفرام ممنونم. چون حضور تک تک اونا رنگ منحصر بفردی رو، به این تابلو نقاشی اضافه کرد...

Attachment DSC02205.JPG not found



Attachment DSC02225.JPG not found



Attachment DSC02279.JPG not found



Attachment DSC02284.JPG not found



Attachment DSC02320.JPG not found


این فصل را با من بخوان باقی فسانه است ...
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: Super User, راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن, ahmadreza, بهاره عبدزاده, میثم کریمی نیا, مینا

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته #930 توسط شهلا
سلام لیدرهای عزیز وهمسفران خوبم !64
سفر خیلی خوب و پرخاطره ای بود !49 خیلی خوش گذشت !23 !54 به میثم وپویا و شهام دستمریزاد میگم بخصوص میثم عزیز و شهرام عزیز که خیلی زحمت بهشون دادم !25 احمدرضای عزیز با هنرتون و بزرگواریتون لطف و صفای خاصی به جمع میدین !25 مهسای نازنین خیلی جات خالی بود !24 جای دوستان عزیزی که نبودند محسوس بود !60 همه دوستان و همسفرامو دوست دارم و دلم براشون تنگ میشه !31 !14 به امید تکرار سفرها و دیدارهای خوبمون !47 .البرزمن ممنون !25
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: Super User, راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن, ahmadreza, بهاره عبدزاده, سمیه , مینا

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته - 5 سال 3 ماه گذشته #931 توسط شهام نخبه زعیم
باران که بزند تازه آسمان می‌شود

عین این دل من ،بی‌ستاره و مه ‌ آلود،

آنوقت این دل بی‌همراه می‌خواهد که بخواند نمناک،

چون نوای باران؛می‌خواهد که آواز در آواز باران بیفکند.


سفر بیاد ماندنی بود ، امیدوارم که به همه حسابی خوش گذشته باشه ( که البته از نظرات دوستان پیداست که همینطور هم بوده !15

به امید دیدار...
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن, ahmadreza, بهاره عبدزاده, سمیه , مینا

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته - 5 سال 3 ماه گذشته #932 توسط پویا
چه سفرها که باید رفت و چه خاطره ها که باید ساخت.....
سپاس از همه همسفرهای بی نظیری که آرزو دارم همیشه همسفرشون باشم

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 3 ماه گذشته #934 توسط sonia
سلام به همه ی دوستان خوبم. دلم برای سفر با شماها تنگ شده.با دیدن عکس های سفرتون کلی افسوس خوردم که چرا نشد دوباره همسفرتون باشم.
امیدوارم در سفرهای بعدی ببینمتون. آقا پویا از شما هم ممنونم که با راهنمایی در سفر تکاب سالگرد ازدواج خاطره انگیزی رو برامون به یاد گذاشتید. !22
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن, ahmadreza, سمیه , مینا

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 2 ماه گذشته - 5 سال 2 ماه گذشته #950 توسط سمیه
از اقا شهرام بابت پذیرایی بسیار خوبشون ممنونم... !49


Attachment DSC02399.JPG not found


Attachment DSC02492.JPG not found




Attachment DSC02481.JPG not found


این فصل را با من بخوان باقی فسانه است ...
پيوست:
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن, ahmadreza, میثم کریمی نیا, مینا, sonia

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

5 سال 2 ماه گذشته #955 توسط میثم کریمی نیا
بعد از سالها تجربه در می یابیم که ما به سفر نمی رویم ، این سفر است که مارا با خود می برد. جان اشتاین بک

یه سفر به یاد موندنی با همسفرایی که نمیشه خوب بودنشون رو از یاد برد و آرزوی سفر رفتن دوباره رو باهاشون دارم

من هر جا بمانم مثل آب راکد می گندم
باید مسافر بود وهمیشه در راه بود
هیچ شهری آخرین شهر نیست وهیچ چشمه ای آخرین چشمه نیست
من مرد راه و سفرم، ولگرد وکوله بار بردوش...
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: سمیه , sonia

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

4 سال 4 ماه گذشته #1238 توسط سمیه
گاه گاهی سفری کن به حوالی دلت
شاید از جانب ما خاطره ای
منتظر لمس نگاهت باشد...

این فصل را با من بخوان باقی فسانه است ...
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن, elham

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: شهام نخبه زعیمپویامیثم کریمی نیاadmin1
زمان ایجاد صفحه: 0.422 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum