clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای بهار 94

سفرنامه تور ماسوله مورخ 94/1/10

  • raga
  • نویسنده مطلب
  • آفلاین
  • مدیر بخش
  • مدیر بخش
  • با هم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم
بیشتر
5 سال 7 ماه گذشته - 5 سال 7 ماه گذشته #1189 توسط raga
raga ایجاد شده در موضوع: سفرنامه تور ماسوله مورخ 94/1/10
سفرنامه تور ماسوله
مورخ 94/1/10
راهنما: وحید شعبانی

فقط یه عامل می تواند ساعت 4 صبح دهم فروردین انسان را از خواب بیدار کند و رهسپار میدان سپاه.. و آنهم سفر است و همسفران جدید و عزیز تر از جان ...
همراه آرمان کنار اتوبوس ایستاده ایم و مسافران تک تک در زیر بارش باران بهاری به ما می پیوندند .. راس ساعت 5 صبح به رسم سفرهای دیگر حرکت می کنیم و اینبار به مقصد نقطه ای سرسبز در دل شمال کشور یعنی ماسوله ...
مسافران در ابتدا که هنوز هوا تاریک است استراحتی کوتاه می کنند و بعد از خوردن صبحانه همه آماده و قبراق می شوند . مراسم معارفه که رسمی ست دیرینه در سفرهایمان .. ولی اینبار با چاشنی خنده و شوخی.. جمعیت کثیر مسافران که جوان باشند و علی الخصوص دهه هفتادی دست انسان هم باز می شود برای مزاح و خنده ..
ما در این سفر یه همسفر پیگیر هم داریم ... باران
باران از صبح در حال باریدن است و همچنان میبارد ... در تمام طول مسیر ... کم کم وارد استان سرسبز گیلان می شویم با آن مناظر جذاب و دیدنی اش ... هر چه هست سبزی است و سبزینگی .. خانه های شیروانی و شالیزارها...
اولین ایستگاه ما موزه میراث روستایی در نزدیکی فومن است . مکانی فوق العاده برای مسافرانی که علاقمند به شناخت نحوه زندگی مردمان خطه گیلان می باشند ... اینجا همه چیز هست.. نان تازه می پزند.. کلوچه می پزند.. ترشی.. لواشک .. صنایع دستی و گلیم و .. خلاصه هر آنچه دل مسافرانمان بخواهد...
گشتی می زنیم و به سمت رستوران برای صرف نهار حرکت می کنیم...
بعد از صرف غذا به طرف روستای تاریخی ماسوله در حرکتیم... یکی از قدیمیترین سکونتگاه های پلکانی در شمال ایران.. قدمت اینجا به 1000 سال قبل باز می گردد و معلوم نیست به چه دلیل این معماری را برای سکونت انتخاب کرده اند... اینها بخشی از توضیحاتی بود که برای مسافران دادم و حالا همه آماده اند تا از اتوبوس پیاده شوند و به سمت روستا بروند... و باران همچنان با ماست ..
گشتی در ماسوله میزنیم و مسافران کمی خرید می کنند... در زیر باران شدید عکسی به رسم یادگار می گیریم و آماده رفتن می شویم ... خیلی از مسافران تقریبا شبیه موش آب کشیده شده اند...
دوان دوان همه را به سمت اتوبوس هدایت می کنیم و هیچ چیز بدتر از این نیست که عده ای خلف وعده کرده باشند .... کمی صبر می کنیم .. دیگران هم از راه می رسند و به سمت میدان سپاه حرکت می کنیم...
حالا باران برای خود رفیقی هم پیدا کرده است .. ترافیک..
در راه برگشت کلی ترافیک داریم و معطلی... کلی سرگرمی داریم و شوخی و بازی ...
قبل از اینکه شب به انتها برسد میدان عزیز سپاه جلوی چشمانمان خود نمایی می کند و ...
من.. آرمان .. اتوبوس و حالا دیگر میدان سپاه خالیست..





راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
آخرين ويرايش: 5 سال 7 ماه گذشته توسط raga.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1