clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای تابستان 93

سفرنامه تور ارمنستان مورخ 12 الی93/6/17

4 سال 9 ماه گذشته - 4 سال 9 ماه گذشته #1070 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور ارمنستان
مورخ 12 الی93/6/17
راهنمای تور: سهیل صالحی

به نام او
کشور ارمنستان به علت جذابیت های طبیعی و فرهنگی و نزدیک بودن و ارزانتر بودن نسبت به دیگر کشورهای همسایه، این روزها طرفداران زیادی رو از از ایران به سمت خودش جذب کرده.
قطعا خاک گلگون ایران زمین آیینه ی زیبایی های وصف نشدنی این کره ی خاکی می باشد، چرا که تلاقی اقلیم کوهستانی و اقلیم گرم و خشک کشور عزیزمون رو به نقطه ای طلایی برای زندگی و گشت و گذار تبدیل کرده، اما بدون شک بازدید از کشورهای دیگر با فرهنگ و طبیعت متفاوت تجارب بسیار زیاد و لذت بخش را برای ما به همراه خواهد داشت.

قبل از هر چیز باید این نکته توجه کنیم که متاسفانه نگاه توریست های ایرانی به این کشور باعث شده تا برداشت مردمان ارمنستان از گردشگران ایرانی وضیعت چندان مطلوبی نداشته باشد چرا که یک گردشگر نماینده ی فرهنگ باورها و اصالت یک جامعه است از این رو وظیفه ی تک تک ما ایرانیان است که وقتی به عنوان توریست به کشورهای خارجی سفر می کنیم، مردمان کشور مقصد رو با فرهنگ غنی ایران زمین آشنا کنیم.

روز اول:
روز دوشنبه صبح خودمون رو آماده کردیم تا به سمت مرز ایران و ارمنستان ( نوردوز ) حرکت کنیم دقایقی بعد از حرکت متوجه شدیم که یکی از همسفرا پاسپورت خودش رو با وجود این همه تاکید باز هم فراموش کرده همراه بیاره، بالاخره بعد از رسیدن پاسپورت ایشون به راه افتادیم، چند توقف کوتاه برای ناهار و خرید و سرویس بهداشتی داشتیم تا اینکه به شهر جلفا رسیدیم.

شهر جلفا مرز ایران و شهر نخجوان می باشد از این شهر به بعد رود مرزی ارس مارو همراهی میکرد هوا تاریک شده بود روستاهای آذربایجان آن سوی رودخانه با نورهای کوچک و بزرگ خودشان خودنمایی می کردند. من هم توضیحات لازم رو راجع به عبور از مرز و تبدیل پول ها و پرداخت عوارض خروج از کشور رو دادم تا بدون مشکل از مرز رد بشیم، ساعت حدود 10 شب بود که به مرز نوردوز رسیدیم بعد از عبور دادن وسایل از دستگاه و مهر خروجی که توسط پلیس گذرنامه برروی گذرنامه هایمان زده شد راه ارمنستان را پیش گرفتیم.

مرز ایران و ارمنستان را پلی تشکیل می دهد که درست وسط پل خطی سفید دو کشور را از هم جدا می کند. درحالی که یک پایم در خاک ارمنستان و پای دیگرم در خاک ایران بود به این فکر می کردم که نیمه بدنم زمان و کشوری متفاوت را تجربه می کند و هر دستم با دست دیگرم نیم ساعت اختلاف زمانی دارد !!! !40 چه خط مهمی! بعید می دونم خودش هم از این همه سرنوشت ساز بودنش خبر داشته باشه

سرباز مرزی آن سوی پل مدارکمان رو چک کرد و بعد از آن وارد سالن مرزی ارمنستان شدیم سالن شلوغ بود و گروه های مختلف ایرانی مشغول گرفتن ویزا بودند، اما مدارک ما از قبل توسط همکاران دفتر آماده شده بود و بدون هیچ دردسری از گیت عبور کردیم.

در خاک ارمنستان سوار اتوبوس شدیم و به سفر خود ادامه دادیم فاصله ایستگاه مرزی نوردوز تا ایروان پایتخت ارمنستان 420 کیلومتراست خدارو شکر صندلی های اتوبوس خیلی راحت بودند و مسافران به خواب ناز فرو رفتند در طول مسیر از گردنه های پر پیچ و خم عبور کردیم، و در حین مسیر آرام آرام مه غلیظی جاده رو می پوشوند، قطعا لحظاتی فراموش نشدنی بود.


روز دوم:
هوا که روشن شد بچه ها دونه دونه چشماشونو باز کردند، پرده هارو کنار زدیم با گوش دادن به موسیقی ایرانی از منظره ی روستاهای کنار جاده و مزارع گندم و جو و باغ های انگور ، زردآلو و گیلاس و هلو....لذت بردیم.

قبل از شهر ایروان، شهر آرارات قرار دارد دلیل این نامگذاری، اشراف کامل به دو قله مرتفع رشته کوه های آرارات است که جای همه همسفرهای البرزمن رو تو اون لحظه خالی کردیم!! می دونم دوستان البرزمن از دیدن دو قله در کنار هم شگفت زده خواهند شد.

حدود ساعت 10 صبح بود که بعد از 24 ساعت به میدان جمهوری ایروان رسیدیم، بعد از خوردن ناهار که حسابی سیر شدیم و یه مقدار خرید کردیم، به هتل رفتیم.







همسفرا اتاقها و سیم کارتشون رو تحویل گرفتن، (هتل رویال پالاس استخر رو باز با صفایی داره که در بدو ورود برای همه جذاب بود)

بعدازظهر همه تو لابی جمع شدیم که به گشت شهری برویم از پارک پیروزی و تندیس مادر ارمنستان وموزه جنگ دیدن کنیم. شعله آتشی که در پارک بود به افتخار سربازان ارمنی که در جنگ ها مختلف کشته شده بودند دائما روشن بود و این برای همه جالب بود





به کاسکاد (بنای هزار پله) رسیدیم مجسمه های عجیب و غریب و مفهومی این مجموعه و معماری منحصر به فرد بنای هزار پله برای ما یادآور موزه هنرهای معاصر تهران بود با هم قدم زدیم و با حال و هوای شهر آشنا شدیم تا به تندیس آرام خاچا وریان آهنگساز برزگ ارمنی رسیدیم ک در کنار خانه اپرا قرار داشت بنای خانه اپرا بسیار شگفت آور و زیبا می باشد دور تا دور این محوطه کافه های خیابانی زیادی است که هر کدام از لحاظ تزئینات ویژگی خاص خودش رو داشت این کافه ها دم غروب خیلی شلوغ می شود که محل تجمع جوان ها و خانواده های ارمنی میباشد، خوردن یه بستنی خوشمزه تو این کافه ها خستگی رو از تن هممون بیرون کرد.








روز سوم:
برنامه روز جمعه تله کابین دره گلها و دریاچه سوان بود.
بعد از خوردن صبحانه با همه با هم به سمت خارج از شهر حرکت کردیم دره گلها در فصل زمستان پیست اسکی میباشد و درفصل گرما منطقه ی بسیار سر سبز و خوش آب و هوایی است سوار تله کابین شدیم سکوت آرامش بخش به همراه آواز پرندگان جنگلی فراموش نشدنی بود.



گشت و گذار میون درخت های بلوط عکس یادگاری و از همه بهتر چند دقیقه سکوت حالمون رو جا آورد همسفرای البرزمن عاشق طبیعت و پیاده روی در جنگل هستند...

وقتی کنار دریاچه سوان رسیدیم ظهر شده بود بازارچه های ساحلی دریاچه با غرفه های نقلی، حال و هوای خاص خودشو داشت. بیشتر اجناس که در اونجا عرضه می شد صنایع دستی و چوبی بود.

ناهارمون رو تو ایوان رو به دریاچه در یه رستوران خوردیم از (کلیسای سوان وانک) هم در شبه جزیره بازدید کردیم توریست های زیادی از کشورهای مختلف رو در آنجا ملاقات کردیم. چندتایی که باهاشون هم کلام شدیم از اروپا می آمدند و رفتن به ایران هم جز برنامه هاشون بود مجموعه کلیسای دریاچه سوان شامل دو کلیسای سنگی به قدمت 900 سال و 700 سال می باشد که بالای کوه مشرف به دریاچه سوان قرار گرفته، برای رسیدن به آن باید از پله های سا خته شده بالا رفت انگار ابر و باد و مه و خورشید فلک دست به دست هم داده بودن تا لحظه های خوبی رو برای ما خاطره ساز کنند.



منظره ی این دریاچه وسیع از بالای کوه دیدن کلیسای های تاریخی، هوای مطبوع و دلچسب، فقط نم نم بارون رو کم داشتیم که اونم مهیا شد بعد از چند لحظه بارون شدید و شدیدتر شد تا جایی که تمام جمعیت به طرفی رفته بودند و پناه گرفته بودند فقط بچه های گروه ما داشتین عکس یادگاری زیر بارون می گرفتند.

روز خیلی بود به همگی خوش گذشت به شهر برگشتیم به مرکز خرید دالما رفتیم بعضی ها خرید کردند بعضی ها خرید کردند بعضی ها هم ویترین گردی...
برای شام دسته جمعی به رستوران پروانا این رستوران فضای گرم و صمیمی داره و غذای بسیار با کیفیت ارائه می کند.
به همه دوستان قول دادیم برای گشت روز بعد به یک منطقه ی خاص و جدید بریم که تا به حال تور گردشگری از ایران اونجا نرفته البته به جز کوه نوردان عزیز کشورمون.

روز چهارم:
برنامه روز چهارم بازدید از قلعه و کلیسای سنگی آمبرد و دریاچه کاری در دامنه های قله آراگاتس بود. مسیر دسترسی به این منطقه جاده های کوهستانی پر پیچ و خم می باشد به همین خاطر 2 تا مینی بوس هماهنگ کردیم که مارو به اونجا ببرن.

اول صبح از هتل سوار شدیم و حرکت کردیم در ابتدای راه از مجسمه حروف الفبای امنی که به مناسب 1600مین سالگرد اختراع خط ارمنی ساخته شده و یک صلیب بسیار بزرگ که نماد دین ارمنی هست دیدن کردیم و عکس یادگاری گرفتیم



بعد از دقایقی که قلعه آمبرد رسیدیم این قلعه و کلیسای بسیار زیبای اون در حدود 1000سال پیش در کنار یک دره به دور از مناطق مسکونی ساخته شده .
فضای معنوی کلیسا که در طبیعت بکر قرار گرفته واقعا آدم رو حیرت زده می کند.






سوار ماشین شدیم و به طرف دریاچه آتشفشانی رهسپار شدیم. اونجا بود که لباس های گرم یکی یکی از داخل کوله ها بیرون اومد انقدر هوا خنک بود که همه هوس چایی کرده بودیم.
قله آراگاتس بلندترین قله کشور ارمنستان هست که ارتفاع آن به 4090 می رسد. ابر سیاه بالای قله و رنگ نیلگون دریاچه کاری چشم انداز مارو به یک تابلوی نقاشی بی دلیل تبدیل کرده بود



بعد از لطف بزرگی که رستوران کنار دریاچه به ما کردند برای صرف ناهار به سمت شهر ایروان برگشتیم.....

هنگام غروب به بازارچه صنایع دستی درنی ساژ در نزدیکی میدان جمهوری رفتیم با صنایع دستی اونجا آشنا شدیم و چندتایی یادگاری با خودمون آوردیم. زمان حرکت به سمت ایران ساعت 9 صبح فردا بعد از صبحانه بود که به همه دوستاناعلام کردم و از هم جدا شدیم تا همسفرها بتونن از زمان باقیمانده جهت گشت های شخصی استفاده کنند.

روز پنجم و ششم:
روز آخر روز خداحافظی با ایروان بود مسیر برگشتو پیش گرفتیم از منظره ی قله آرارت و مزارع اطراف لذت بردیم برای ناهار قبل از شهر گوریس در یک رستوران زیبا توقف کردیم.

خوشه تاک محوطه حیاط و بالکن رو پوشانده بود به همراه بارون لطیف و آرام بخش لحظات فراموش نشدنی برامون رغم زد.

بعد از ناهار طبیعت کنار جاده ی مرزی زیباتر و زیباتر می شد به طوری که اصلا خستگی رو حس نکردیم. گوش کردن به موسیقی محلی که از ایروان گرفته بودیم به همراه بازی های مختلف خاطره های خوب مسیر برگشت بود.
به مرز هم که رسیدیم خدارو شکر بدون هیچ مشکلی عبور کردیم.

حدود 10 صبح روز بعد بود که تو شهر خودمون کرج با کلی خاطره خوب از همه همسفرا خداحافظی کردیم.

سفر بهترین تصویر برای دیدن
بهترین موسیقی شنیدن
وبهترین راه برای رفتن است.


این داستان ادامه دارد...

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
این کاربر یا کاربران از این مطلب تشکر کردند: سمیه

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

4 سال 1 ماه گذشته #1309 توسط Mehran
سلام
ديدم همشهري هامون رفتن به ارمنستان گفتم من هم يه چيزي بگم

من با دوستم تابستان 91 با ماشين شخصي به اين سفر رفتيم و تقريبا 2 هفته اي اونجا مونديم
توي راه يك شهري هست به نام جرموك كه يك شب اونجا مونديم
شهر بسيار زيبا و آرامي بود
و بعدش به سمت ايروان راه افتاديم

در مورد مسير هم ما برنامه درياچه وان رو گذاشتيم روز آخر
چراكه از جنوب درياچه راهي هست به سمت ايران
(از اون راه مسيرمون نصف شد)
چراكه ديگه نياز نبود دوباره به ايروان و از اونجا به سمت ايران حركت كنيم
(با يه GPS همه چي حل ميشه)

اگه بشه امسال هم تابستون ميخوام برم
اگه ويزا رو تا اونموقع بردارن كه نور الانور ميشه

دوستان سوالي داشتن در خدمتم
موفق باشيد

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

2 سال 10 ماه گذشته #1589 توسط Meciuri Live Pe Net
اتفاقا سال پیش بود که رفته بودم سفر ارمنستان کلی پرس و جو کردم از این طرف و اون طرف که ببینم کجا از نظر هتل اینا اوکیه از جایی ام که من همیشه دوست دارم بهم خوش بگذره دنبال تور ارمنستان بودم خلاصه تو نت یه سرچی کردم که چند تا سایت خوب پیدا کنم واسه تور ارمنستان کلی گشتم مشکل این بود که هر سایتی مراجعه میکردم یا در هم برهم بود یعنی دسترسی خوبی نداشت یا پشتیبانی قوی نداشت یا اینکه اون چیزی که من میخواستم توش پیدا نمیشد منظورم کیفیت هتل هست به گفته یکی از دوستان به سایت تور ارمنستان https://www.findatour.co/fa/international-tour/armenia فاینداتور مراجعه کردم که هم خوب بود هم دسترسی خوبی داشت و خدا رو شکر سفر خوبی رو تجربه کردم :)

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.217 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum