clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای تابستان 94

سفرنامه تور غار چال نخجیر مورخ 94/8/8

4 سال 1 هفته گذشته - 4 سال 1 هفته گذشته #1415 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور غار چال نخجیر
مورخ 94/8/8
راهنما: وحید شعبانی


سفرنامه خورهه
به قول خواجوی کرمانی ؛ گفتی که هست چاره ی بیچارگان سفر چون چاره رفتنست ، بناچار می رویم
به روایت تقویم کوچک روی میز ناهار خوریمان امروز روز هشتم از برج آبان سال 94 شمسی است . با مخلوطی از صدای باران و خروسی که نمیدانم مادر مرده در کدام آپارتمان اطرافمان مخفیانه زندگی میکند از خواب بیدار می شوم و آماده رفتن به سفری دوباره... اینبار به مقصد استان مرکزی.. !29
هوا تاریک است و اندک اندک جمع مستان میرسند . آقای بیگدلی هم از راه میرسد و همه سوار می شویم . دستی برای میدان سپاه تکان میدهیم و دل به راه میزنیم . اول مسیر کمی استراحت میکنیم و حالا دیگر تاب نداریم و از خورشید میخواهیم که نقاب از چهره همسفران جان بردارد . میکروفن (وسیله ای برای بلند صحبت کردن ) را به دست میگیریم و خودمان را معرفی می کنیم .. تمام سفر لذتش به آشنایی با همین همسفرهای عاشق است . حالا همدیگر را میشناسیم .
در نزدیکیه شهر کوچک دلیجان صبحانه ای نوش جان میکنیم و رهسپار اولین مقصد سفرمان یعنی معبد خورهه میشویم.
اینجا معبد یا کوشک خورهه است .. یادگاری 2000 ساله از گذشتگان سلوکی و اشکانیمان..















داستانهایش را می شنویم و با پاهای گل اندود به سمت اتوبوسمان رهسپار می شویم . قیافه وحید همان پسر معروف آقای بیگدلی از دیدن گل کفشهایمان دیدنیست.. !14 چشمهایش از حدقه بیرون زده اند.. اما دم همسفران گرم که با تلاش بی وقفه کفشهایشان را گل زدایی می کنند.. از خورهه دور میشویم .. از محلات به سمت دلیجان میرویم و در راه از نیم ور شهر سنگ ایران عبور میکنیم .. جاده ای فرعی ما را به آتشکوه میرساند .. روستایی با کمتر از ده خانوار اما تاریخی بس عظیم و آتشکده ای که مهمترین اثر باستانیه استان مرکزی به شمار می آید ..



کمی تاریخ می شنویم و کمی عکس میگیریم و بسیار شادی می کنیم و حالا دستهایمان را به علامت خداحافظی بر ای آتشکده 1800 ساله آتشکوه بزرگترین بنای مذهبی زرتشتیان ایران تکان میدهیم .. !49
نوبتی هم که باشد نوبت ناهار است .. میل میکنیم و به سمت نراق می رویم .. در نزدیکی نراق جاده ای قرار دارد که ما را به سمت غار چال نخجیر این شگفتیه طبیعت هدایت میکند...



داخل میشویم... دومین غار آهکی جهان.. شگفتا.. هر چه زیباییست اینجاست..






طول غار را طی می کنیم و به انتها میرسیم .. مینشینیم و سکوت می کنیم .. و بماند که صدای قدمهای یحیی سکوتمان را ترکاند... یحیاست دیگر.. دوست داشتنی و طناز.. آمده بود که بخنداند... از غار که بیرون شدیم یک همسفر جدید پیدا کردیم.. باران.. !21
اینجا نراق است... شهری گره خورده در سنتها... خانه هایش سنتی..



مردمانش عاشق.. کوچه هایش پر از خاطره... از خانه ای قاجاری بازدید میکنیم و راهنمای محلی خانم لطفی ما را تا قاجار به عقب برمیگرداند.. به قصد دیدن خانه ای دیگر کوچ میکنیم که ناگهان شهردار جوان نراق ما را دعوت به دیدن محل برخورد شهاب سنگ تاریخی نراق میکند.. پروفسور عشقی هم اینجاست.. یکی از نوابغ زنده زمین شناسی در دنیا .. چه عشقی میکنیم با این پروفسور عشقی و شهاب سنگش... نراق را ترک میکنیم.












حالا در راه بازگشتیم و باران همسفرمان..
در راه میخندیم و میخوانیم .. خوبیم و سر خوش... چه دوستان با صفایی داریم .. عمو محسن بینمان مسابقه می گذارد و بعضی نیز برایمان می خوانند ...
اینجا میدان سپاه است...
روز به پایان رسیده ... اما سفر همچنان باقیست... !35
تا دوباره بدرود....

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

3 سال 8 ماه گذشته #1455 توسط kia
ایران ای سرای بزرگ مردان چه سعادتی است که بر حسب اتفاق با پروفسور عشقی در این سفر همراه شدیم و با شنیدن روایات تاریخی بیش از پیش به عظمتت پی میبریم ممنون از اقای شعبانی و کاظمی

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.177 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum