clear
× تصاویر و سفرنامه های تورهای تابستان 95

سفرنامه تور پیسه سون تا آبشار ویسادار مورخ 11 الی 95/6/12

  • raga
  • نویسنده مطلب
  • آفلاین
  • مدیر بخش
  • مدیر بخش
  • با هم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم
بیشتر
3 سال 7 ماه گذشته - 3 سال 7 ماه گذشته #1590 توسط raga
raga ایجاد شده در موضوع: سفرنامه تور پیسه سون تا آبشار ویسادار مورخ 11 الی 95/6/12
سفرنامه تور پیسه سون تا آبشار ویسادار
مورخ 11 الی 95/6/12
راهنما: پویا ملاحسنی





بودنت هنوز مثل بارووونه.....تازه و خنک و ناز و ارومه....
شهریور هوس انگیز گاهی گرم و گاهی سرد و گاهی بارونی ، اروم اروم میره تا تنه به تنه ی مهر سحرانگیز بزنه و دفتر تابستان 95 رو هم برای همیشه ببنده....
جنگل هم مثل شهریور تو این ماه تکلیفش روشن نیست و حال و هوای دیگه ای داره....
همسفرهای البرزمن هم دل به این بلاتکلیفی میدهند و اماده میشوند تا به جنگل های پیسه سون بروند تا شبی رو زیر اسمون خدا صبح کنند....
پنجشنبه صبح از راه میرسه و همه به موقع حاضر میشوند تا سفر آغاز بشه...
صبحانه رو که خوردیم همه از خواب بیدار شدند و نوبت معارفه رسید اون هم با پانتومیم .... نزدیک های رشت بود که معارفه تمام شد ...
شهرها رو یکی بعد از دیگری رد کردیم تا بالاخره به مسیر فرعی جنگل رسیدیم... جاده ی مه الود جنگلی ....





به نهالستان پیسه سون رسیدیم و اقا مختار با مژکان و همسرش منتظر ما بودند تا با ناهاری دلچسب از ما پذیرایی کنند... جیگر و چنجه و پلو و دوغ و ماست محلی.... کنار درخت بلوط زیبایی استادیم و من درباره جنگل و درخت ها توضیحاتی به همسفرها دادم....
ناهار رو که خوردیم باز به راهمون ادامه دادیم .... با شکم های پر و لبانی خندان توی جاده جنگلی قدم میزدیم و از طبیعت لذت میبردیم



کمی هم نیسان سواری کردیم و منظره جنگل و دره ای که جلومون گسترده شده بود ما رو به وجد می اورد...
عکس میگرفتیم



رفتیم تا بالاخره به محل کمپ رسیدیم که از قبل ارمان و اشکان زحمت برپا کردنش و کشیده بودند...





زیارتگاهی ساده و جنگلی هم در کنار ما قرارداشت که اسمش چوعه ژییه بود....



چای اتیشی ای خوردیم و با همسفرها به سمت دره جنگلی رفتیم...



منظره جنگل مه الود بی نظیر بود... به طبیعت خیره شدیم و سکوت کردیم....



از دوردست ها صدای رودخانه ای که ته دره جاری بود هم شنیده میشد....
بعد از سکوت با چندتا از همسفرها کلی پریدیم و عکس های خاطره انگیزی گرفتیم.....



هنوز تاریک نشده بود که برگشتیم و دور اتیش نشستیم و گفتیم و خندیدیم و دل به داستان های شبانه و جنگل و اتیش دادیم....
بالاخره خواب همه ما رو فرا گرفت و نیمه های شب بود که ترانه ی بارون سر گرفت و ریتمش تندتر تندتر میشد....
بارون از راه رسید و ما هم به زیارتگاه پناه بردیم که گرم و نرم و خشک برای ما مهیا بود....
باز هم خوابیدیم... اون هم چه خوابی....
برای صبحانه املت مفصل و جانانه ای که آقای سعیدی زحمتش رو کشیده بودند رو نوش جان کردیم و یواش یواش اماده شدیم تا راه امده رو برگردیم اون هم زیر بارون باصفای بی نظیر....
از جاده جنگلی برگشتیم





بلال خوشمزه ای هم نوش جان کردیم و به سمت ابشار ویسادار رفتیم ...



جایی که قرار بود ساعتها پیاده روی کنیم تا ببینیمش ولی به خاطر بارندگی شدید برنامه رو تغییر دادیم....
به ابشار رسیدیم... زیبا و هراس انگیز و گل الود بود....



البته پر از زباله ی گردشگران بی فرهنگ....
عکس یادگاری گرفتیم و راهمون رو به سمت صومعه سرا ادامه دادیم تا ناهار رو که مهمان البرزمن شده بودیم نوش جان کنیم...
مسیر برگشت به سمت کرج با ترافیک عجیبی روبرو شدیم و سعی کردیم با بزای های مختلف راه رو کوتاه کنیم .... جارو برقی و از همه جالبتر مافیا حسابی ما رو سرگرم کردند و با اینکه کلی تو ترافیک بودیم ولی از گذر زمان هیچی نفهمیدیم....
سفر بارونی و خاطره انگیز پیسه سون هم با همسفرهای باصفای بی نظیر البرزمن به پایان رسید و خاطرات خیس این سفر برای همیشه برای همه ما باقی خواهد موند... جا داره تا از علی قا رادمرد تشکر ویزه کنم که با دلسوزی فراوان همه جا همراه تیم لیدری البرزمن بود و و خیلی جاها بیشتر از ماها زحمت میکشید همین طور از ارمان واشکان که با تلاش هاشون این سفر رو برای همه خاطره انگیز و راحتتر کرده بودند....
به امید دیدار در سفرهای بی انتها !35

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
آخرين ويرايش: 3 سال 7 ماه گذشته توسط raga.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1
زمان ایجاد صفحه: 0.205 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum