clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای زمستان 94

سفرنامه تور تپه های مریخی گرمسار مورخ 94/11/9

  • raga
  • نویسنده مطلب
  • آفلاین
  • مدیر بخش
  • مدیر بخش
  • با هم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم
بیشتر
4 سال 3 ماه گذشته - 4 سال 3 ماه گذشته #1443 توسط raga
raga ایجاد شده در موضوع: سفرنامه تور تپه های مریخی گرمسار مورخ 94/11/9
سفرنامه تور تپه های مریخی گرمسار
مورخ 94/11/9
راهنما: پویا ملاحسنی
سفرنامه: همسفر البرزمن رعنا ترکمانیان افشار



کویر همان آشنایی که تنهای تنها روزها را در نبود حیات به سختی می گذراند و شب ها آهی از ته دل می کشد و ناجوانمردانه جان ها می گیرد ! کویر است شاید شبش کشنده اما غروبش به زیبایی ستاره ایی است که در هنگام شب در آسمان می درخشد و چهره ایی زیبا به آسمان می دهد.
کویر ستاره ایی است که در هنگام غروب در زمین می درخشد .... کویر....



کویر صدای باد زمزمه نبودن تو را تکرار می کند
از کدامین سو از کدامین راه؟ می دانی که میشنوم
به سوی کویری در راهم که خویشتن را در آن بی راهه رها کنم
کویری که سالهاست نام مرا به خود می خواند و این به همان جاده است که آنجا شوق دیدار توست و راهنمای قلب من خواهد بود
می جویمت خدایا به سوی کویری که بودنم را در فنا شدن بیابم . آن قدر دچار تکرار شوم که فراموش کنم از کجا آمده ام و خود میدانی که بوی سینه توست که مرا بدین سان میکشاند
می آیم تا به جایی که آسمان به تنهایی اش می شکند و ستاره ها به شوق دیدارش یک به یک فرو می ریزند
جایی درست میان سینه ام ... جایی به نام کویر
کویر فریاد است، فغان تشنگی است، ناله نبودن
فریاد رهایی....
توفقگاهی که هرگز نخواهی ایستاد و شوق پرواز تو را در بیکرانی میان زمین و آسمان معلق وا مینهد. آزاد و رها . رها از همه بودن ها و نبودن ها
جایی از آسمان آسمانی تر و از دریا بیکران تر
کویر تشنگی عشق است نه تشنگی لب، نه برای آب. تنها برای یک بوسه بر خاک پاک ....
و اینک من متولد شدم
جاده روبروست و من میدانم که رفتن را گداختن باید است، سوختن را، عطش را برمیخیزم و میروم. مسخ شده و تسلیم
برهنه باپاهایی تاول زده و قلبی تشنه خود را و همه بودنم را به جاده میسپارم تا آتشی که مرا با خود می برد آزاد شود چون رقص قاصدکی در باد ، چون فریادی در کویر...
عاشق را کویری ماند و عشق را تشنگی لیکن تشنگی او از سر ناچاری نیست، تشنگی بهانه است ناز است، نیاز است. چرا که اگر آب هم باشد باز هم کویر تشنه است.می ماند، و این رمز عشق است ، رهایی و رهایی تنها راه فنا ست و فنا اوج جاودانگی. جاودانه چون کویر
میشنوی؟ این فغان نجوای تنهایی من است . گفته اند به تماشای آب اگر میروی سراب را جستجو مکن
تو که مرا میشناسی گرمی قلب مرا میدانی. پس درین ناپیدای بیکران که با هر حرکت چشم فلق از شفق را توان تشخیص نیست و افق ماه و خورشید به هم میرسند به کدامین سو بشتابم درین کویر تنهایی خویش ؟
نکند تو همان سرابی که به شوق دیدار روی تو هر سو که میروم بیهوده رفته ام و تا رسیدن به تو فرسنگ ها فاصله میگیرم و سرابی بیش نمی یابم...
شکوه من از خستگی نیست، از دلتنگی توست.میترسم. میترسم در یکی از همین سراب ها غرق شوم و تورا هرگز نیابم
اما به جان تو سوگند که تا تورا نجویم هرگز نخواهم ایستاد
بیماری جان تو بر جان من باد که چشمان من از شوق دیدار روی تو بی قرارند
در این پایان بودن ها سکوت کویر را به خاطر بسپار
آنگاه که در گوش تو تنهایی خویش را نجوا میکند و این اوج رهاییست.....


















راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
آخرين ويرايش: 4 سال 3 ماه گذشته توسط raga.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

بیشتر
4 سال 3 ماه گذشته #1446 توسط kia
kia پاسخ به موضوع: پاسخ: سفرنامه تور تپه های مریخی گرمسار مورخ 94/11/9
یکی از سفرهای شگفت انگیز و بی نظیر البرز من بود و زیبایی های منحصر به فرد هر شخصی رو مجذوب میکرد .از پویا لیدر توانای البرز من سپاسگذاریم و آشنایی با این مجموعه بی نظیر با تورهای عالی خود باعث افتخار ماست

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1