clear

سفرنامه تور دریاچه ارواح (دستگاه دوم) مورخ 97/7/13

2 ماه 3 روز گذشته - 2 ماه 2 روز گذشته #2016 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور دریاچه ارواح (دستگاه دوم)
مورخ 97/7/13
راهنما: امیر گوهرشناس


چند روزیه که از تابستان فاصله گرفتیم و پاییز با سرمای تندش بهمون خوش آمد میگه. پاییز هزار رنگ دلربا، پاییزی که تمامی کائنات رو عاشق خودش میکنه. ما هم تصمیم بر آن داشتیم تا با جمعی از دوستان به استان مازندران سفر کنیم و دریاچه ارواح را در پاییز هزار رنگ با همسفران ، خاطره سازی کنیم. بامداد نسبتا خنکی بود که با آمدن همسفران گرمای جمع ما بیشتر میشد. با آمدن همه دوستان به راه افتادیم. جاده ۵۹ ، جاده ای آشنا برای تمام مردم ایران و بسیاری از جهانگردان با زیبایی هایش ما را مجذوب خود کرده بود. گچسر، کندوان، هزار چم و...... را یکی یکی پشت سر گذاشتیم و به سمت ارواح خفته در دریاچه پیش رفتیم ...
و چه رازی در آن نهفته ست ... !؟



به محل مورد نظر برای تعویض اتوبوس با نیسانهای آبی پرتوان رسیدیم. به راستی که اهالی سفر خاطرات زیادی با این چهارچرخ دارند.جاده پر پیچ و خم از میان درختان انبوه رو گذر کردیم، هوای ابری نوید بارش باران پاییزی رو به ما میداد . دقایق سپری میشد و شادیهای پشت نیسانی بر خاطرمان نقش می بست.



به دریاچه رسیدیم و در جستجوی ارواح آن ، محلی را برای استراحت انتخاب کردیم . پاییز رو فقط با باد پاییزیش میشه توصیف کرد که برگ درختان رو چنان در آسمان به رقص در میاره که نمیشه از این قلم فرسایی خداوند ، چشم پوشی کرد.






ساعاتی به استراحت و خوردن نهار و بازی های دوستانه و گپ و گفت های همسفران گذشت. چنان لحظات شیرین میگذشت که کسی متوجه گذشت زمان نبود.



با جمعی از دوستان به اطراف دریاچه قدم زدیم. گِل آلود ولی پر خاطره، درختان یکی از یکی زیباتر ... به دریاچه که نگاه کنیم ، درختان زیادی را میبینیم که بر اثر سیلاب و پوسیدگی شکسته اند و فقط قسمتهای پایین آنها سر از آب بیرون آورده اند. در زمانی که هوا مه آلود باشه، تصور وجود ارواح را در دریاچه برای ما رقم میزنه ، به همین خاطر نام دریاچه ارواح بر آن گذاشته اند.



بارون ریز پاییزی شروع شده بود و تمام عناصر پاییزی را برایمان کامل کرد. ساعت از نیمه روز گذشته بود و کم کم برای برگشتن باید آماده میشدیم.



وسایل را جمع کردیم و دقایقی را تا آمدن نیسان ها در جنگل پیاده روی کردیم. قدم زدن در جنگل زیر بارون رو هیچ جایی نمیشه پیداش کرد. چه نواهای زیبایی در دل جنگل نهفته ست . با رسیدن نیسانها دیگه باید به سرعت از جنگل خداحافظی میکردیم، کاپیتان روح الله در همان محل صبح منتظرمان بود. گِل ها را از خود زدودیم و پیش بسوی کرج حرکت کردیم.


در راه برای دیدن و لذت بردن از منظره دریا توقف کوتاهی داشتیم. باد شدید بود و دریا طوفانی . پاییز باشه و تو باد کنار ساحل وایساده باشی دیگه همه چی عالیه ...


بعد از دریا به راه افتادیم. ترافیک هم که از عناصر جدا نشدنیه جاده چالوسه، ولی با صبر و شکیبایی همسفران و کاپیتان ، سختی ترافیک برایمان دشوار نگذشت. خلاصه بعد از ساعاتی به کرج رسیدیم و با خاطره ای خوش از همسفران خداحافظی کردیم.
سفر پایان ندارد ...
با سپاس
امیر گوهرشناس مقدم

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.103 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum