clear

سفرنامه تور روستای شهرستانک مورخ 97/7/13

2 هفته 7 ساعت گذشته - 1 هفته 6 روز گذشته #2019 توسط راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
سفرنامه تور روستای شهرستانک
مورخ 97/7/13
راهنما: آرمان الهوئی نظری


اول دفتر به نام ایزد دانا
صانع پروردگار حی توانا

بارها و بارها دیده ام که آدمها درباره میزان مسافتی که در یک روز یا در یک هفته طی کرده اند صحبت کنند، اما به ندرت دیده ام که آنها از آنچه طی مسافت ها دیده اند حرف بزنند. (لوِئیز آمور)
صبح جمعه از فصل پاییز زیبا با هوایی دلنشین و خنک رو شروع میکنیم .همسفران یکی پس از دیگری از خانه هایشان به ما ملحق میشوند، اما امروز یک اتفاق جالب برای خانوم ارغوان و همراهشون افتاد و اون اتفاق این بود که راننده ای که باهاش اومده بودن حد فاصل چهارراه طالقانی و سه راه رو چندین مرتبه طی کردن و ما رو تو این بین ندیده بودند، بالاخره به ملحق شدن این دو همسفر عزیز ما مسیر خودمون رو شروع کردیم. در ادامه مسیر و در سه راه عظیمیه خانوم برزگر که تازه شیفت کاریشان در بیمارستان تموم شده بود به ما ملحق شدند . پس از تکمیل شدن گروه ، مسیر خودمون رو به مقصدی که قرار بود از آن بازدید کنیم ، ادامه دادیم. وارد جاده چالوس شدیم ، جاده ای پر از زیبایی و داستان های شنیدنی اش از جمله سد ،محل حادثه ناگوار برای کارگردان مستند باد صبا آلبرت لاموریس ، تونل کندوان و...
برای خوردن صبحانه در یکی از زیبا ترین منظره جاده چالوس توقف کردیم با منظره زیبای دریاچه پشت سد...




پس از خوردن صبحانه برای اینکه گروه بیشتر با هم آشنا بشیم یک معارفه مختصری برگزار کردیم و با اتمام این برنامه نیز به مقصد مد نظر نزدیک شدیم و کوله ها رو برداشتیم و بند کفش هایمان رو سفت کردیم و راهی کوچه باغ ها روستا شدیم.








پاییز کم کم بر طبیعت این منطقه رخنه کرده بود و این رو میتوان از تغییر رنگ برگ درختان این منطقه حسش کرد. در مسیر و درکوچه باغ ها که رد میشدیم رودخانه ای زلال از کنار دست ما گذر میکرد که روزگاری محل زندگی ماهی قزل آلا خال قرمز بود.


پس از عبور در میان کوچه باغ ها به انتهای مسیرپیاده روی نزدیک شدیم وبه کوشکی بازمانده از دوران ناصرالدین شاه قاجار رسیدیم.


پس از استراحتی کوتاه به داخل کوشک ناصری رفتیم و به گذشته سفر کردیم و اون شکوه و زیبایی که به علت بی توجهی امروزه بخش بسیاری از آن نابود شده رو دیدیم و برگشتیم به کنار محلی که اتراق کرده بودیم و ناهاری در کنار هم خوردیم و از چای آتشی لذت بردیم و کلی بازی کردیم.


عده ای از دوستان که دوست داشتن از سرچشمه بازدیدی داشته باشن به اتفاق هم به آنجا رفتیم و از آب بسیار خنک آنجا را نوشیدیم و ظرف های آبمان را پر کردیم و به پایین برگشتیم.


در برگشت توقفی کوتاه در منطقه ماهان داشتیم و در آنجا از همسفران پذیرایی کردیم، در اتوبوس با برنامه های شاد و مفرح متوجه نشدیم که چه وقته به انتهای مسیر نزدیک شدیم ...
اینگونه برگی دیگر از برگ خاطرات زندگیمان را در کنار همدیگر ساختیم ، به امید دیدار تک تک شما دوستان عزیز در سفرهای آتی شما رو به خداوند بزرگ و منان میسپارم...
تا سفرهای دیگر بدرود...

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

زمان ایجاد صفحه: 0.149 ثانیه
حق کپی رایت محفوظ برای البرزمن و بهینه شده با : Kunena Forum