clear
× تصاویر و سفرنامه تورهای تابستان 96

سفرنامه تور جنگل و غار دیورش مورخ 96/6/31

  • raga
  • نویسنده مطلب
  • آفلاین
  • مدیر بخش
  • مدیر بخش
  • با هم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم
بیشتر
3 سال 2 ماه گذشته - 3 سال 2 ماه گذشته #1780 توسط raga
raga ایجاد شده در موضوع: سفرنامه تور جنگل و غار دیورش مورخ 96/6/31
سفرنامه تور جنگل و غار دیورش
مورخ 96/6/31
راهنما: محمدرضا زمان فر



به نام حق


پاییز
وفادار ترین فصل خداست
حافظه ی خیس خیابان های شهر را
همیشه همراهی می کند
لعنتی، هی می بارد و می بارد…
و هر سال
عاشق تر از گذشته هایش
گونه های سرخ درختان شهر را
می بوسد و
لرزه می اندازد به اندام درختان
و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق
برای لمس تن زمین
که گاهی افتادن
نتیجه ی عشق است…

در آخرین روز و آخرین جمعه تابستان کوله بار سفر را جمع کردیم و مهیا شدیم برای شروع یک ماجراجویی جدید
هم سفران عزیز از راه رسیدند و سفر ما آغار شد
پس از کمی استراحت الماس از دوردست ها شروع به درخشیدن کرد
در رستوران صبحانه مفصلی میل کردیم و راه افتادیم



در مسیر هم سفران عزیزمان از خودشان گفتند.
در این سفر هم سفرانی بسیار فرهیخته داشتیم.
همکار عزیزم مهدی جان هم در مرود دومین جشن مهم ایرانیان جشن مهرگان چند دقیقه ای اطلاعات ارزشمندی به هم سفران دادند و در مورد مهم ترین مراسم این جشن یعنی وفا کردن به عهد هایی که با خودمان می بندیم.
پس از گذر از شهر باد و زیتون در توتکابن مینی بوس ها انتظار ما را می کشیدند
مسیر حدود 20 دقیقه ای را در کوهپایه های زیبای درفک طی کردیم و از مناظر لذت بردیم .
به روستای زیبای دیورش رسیدیم



این جا همه چیز بوی بکر بودن می دهد خانه های زیبای روستایی، مرغ ها و خروس ها ،
سگ هایی که زیر سایه درختان لم دادند و گاو و گوسفند هایی که در مراتع مشغول چرا بودند.





















در مسیر وارد گذرگاه باریکی شدیم که از میان شالیزارهای زیبای برنج می گذشت و کشاورزهایی که مشغول چیدن محصول بودند
آفتاب آخرین روز تابستان داشت خود نمایی می کرد تا وارد انبوه جنگل های هیرکانی شدیم









در سایه سار این درختان کهن ، نسیم به استقبالمان آمد
جنگل هایی که از 40 میلیون سال پیش همچنان پا برجا هستند در مورد اهمیت و ارزشمندی این جنگل ها چند کلامی برای همسفران گفتیم و حرکت کردیم تا به محل استراحت رسیدیم
کوله ها را بر زمین گذاشتیم و مهیا شدیم برای دیدار غار زیبای دیورش






چند نفری از دوستان به استراحت پرداختند و بقیه همراه شدند برای ورود به غار
هوا کمی گرم بود و در بدو ورود به غار خنکای هوا کمی لرزه به تنمان انداخت و با احتياط وارد غار شدیم و چند تن از هم سفران هم آب تنی در غار کردند و بعد از کمی آب بازی تمام چراغ ها را خاموش کردیم و چند دقیقه ای از،سکوت مطلق داخل غار که گاه گاه با صدای چکه قطرات آب می شکست حسابی کیفور شدیم



پس از صرف نهار در کمپ درون رودخانه زلال جنگل که کمی بعد از سرچشمه دیورش بود، آخرین آب بازی تابستان را انجام دادیم و حسابی لذت بردیم
















چای آتشی هفت گیاه که توسط مهدی جان آماده شده بود حسابی سر حال شدیم و پس از کمی بازی و خنده دیگر وقت رفتن بود



سوار اتوبوس شدیم و راه افتادیم.
در گذر از منجیل با صحنه ای مواجه شدیم که واقعا جای تأسف داشت یک آتش کوچک که با بی احتیاطی خاموش نشده بود تبدیل به آتشی بزرگ در باد شده بود و آتشنشانان مشغول خاموش کردنش بودند و این به ما یاد آوری می کرد که نباید به هیچ وجه در طبیعت آتشمان را روشن رها نکنیم
کمی جلوتر توقفی جهت خرید زیتون و تجربه باد رودبار را داشتیم و حرکت کردیم
در مسیر کمی شادی کردیم و کلی بازی چند تایی از هم سفران هم صدای خوشی داشتند و برایمان آواز خواندند
در پایان چراغ قرمز چهار راه خبر از این میداد که وقت وداع با هم سفران عزیزمان فرا رسیده و همه عزیزان را در مقابل میعاد گاهر همیشگی البرز من جایی که سفر پایان ندارد بدرود گفتیم به امید دیدارشان در سفرهای بعدی
در پایان تشکر می کنم از همه که دوستانه همراه من بودند در این سفر عالی
و تشکر ويژه از همکار عزیزم محمد مهدی امینی زاده که در اجرای این سفر بسیار زحمت کشیدند.

دلتون همیشه شاد و لبتون همیشه خندان

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
آخرين ويرايش: 3 سال 2 ماه گذشته توسط raga.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1