clear

سفرنامه تور تنگه آب نوس مورخ 97/6/1

  • raga
  • نویسنده مطلب
  • آفلاین
  • مدیر بخش
  • مدیر بخش
  • با هم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم
بیشتر
2 سال 3 ماه گذشته #1989 توسط raga
raga ایجاد شده در موضوع: سفرنامه تور تنگه آب نوس مورخ 97/6/1
سفرنامه تور جنگل آب نوس
مورخ 97/6/1
راهنما: محمدرضا زمان فر


جاده بهترین تسکین است... آدم درد هایش را فراموش میکند...! انگار سراسر جاده ها را، گرد بی خیالی پاچیده اند .گاهی با خودم فکر میکنم، اگر ماشین اختراع نشده بود . ادم ها با این همه درد تلنبار شده چه میکردند!؟ اگر موسیقی نبود .اگر خیابون نبود .اگر ((سفر)) نبود!!!
بدون این ها چیزی از آدمی نمی‌ماند. امروز اولین روز شهریور ماه است .سر از پا نمیشناسم چون با یارانی زلال تر از آب چشمه هایی که در عمق کوهها هستند به محلی خاص می‌رویم .محلی پر از چالش ... صبح با کلی انرژی های خوب سفر را آغاز کردیم . در چشمان تک تک یاران ذوق سفر را میشود دید
تا صبحانه دوام نیاوردیم و غرق در شادی و موزیک شدیم .که هوای مه آلود سیاه بیشه و دریاچه ابر بر فراز سد چشمانمان را محو این زیبایی کرد .
ابتدای هزار چم رستوران سخره میزبانمان بود برای صبحانه ...جنگل و رود هم برایمان اجرایی چشم و گوش نواز داشتند. پس از صبحانه به سمت تنگه زیبای آبنوس حرکت کردیم که در ابتدای روستا نیسان های آبی انتظار مان را می‌کشیدند .نیسان سواری مهیچ همراه با گیر کردن درون گل داشتیم تا ابتدای مسیر...لباس ها را عوض کردیم که برویم برای اولین چالش با گذر از نردبان وارد تنگه شدیم . سینا که ابتدای مسیر از همراهی ما باز ماند و دیگر هم راهان دل به ٱب زدیم ...






چون ماهیان آزاد بر خلاف جهت آب شنا کردیم و از صخره ها بالا رفتیم و در تمام مسیر چشممان از زیبایی هایش پر شده بود . مسیر سخت بود یاران هم دل چون دلها یکی بود سختی ها را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشتیم . در انتها هم کمی استراحت و آب بازی داشتیم .















و خرما هایی که مهدی جان زحمت کشیده بود با کلی مشقت تا آن جا اورده بود جانی دوباره به همراهان جان داد که این بار موافق جریان آب برگردیم.
دیگر آبشار ها برایمان سرسره های بود که با کلی هیجان از رویشان میپریدیم ...






بعد از کلی بالا و پایین رفتن و سر خوردن بلاخره از تنگه بیرون آمدیم . هیچ چیز جز نهار بعد از این همه آب بازی نمی‌چسبد ... زیر انداز پهن شد و نهار ها نوش جان شد .دیگر درنگ جایز نبود چون از قدیم گفتن هیچ جا اتوبوس خود آدم نمیشه ... به اتوبوس برگشتیم . مسیرمان سرشار از موزیک و شادی و در نهایت خابی عمیق بود .جاده ها کم کم بوی آشنایی میدهند که خیر از پایان روزی زیبا و پر خاطره در کنار یاران جان بود ... بدرود گفتیم یاران را تا درودی دیگر . تشکر ویژه از محمد مهدی امینی زاده، امیر گوهر شناس و حمید نیک پی که این سفر بدون یاری این عزیزان هیچ لطفی نداشت ...

دلتون شاد و لبتون خندان
محمدرضا زمانفر

راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.