clear
× سفرنامه و تصاویر پاییز 95

سفرنامه تور روستای ابیانه مورخ 95/7/30

  • raga
  • نویسنده مطلب
  • آفلاین
  • مدیر بخش
  • مدیر بخش
  • با هم به شنیدن موسیقی طبیعت بنشینیم
بیشتر
4 سال 1 ماه گذشته - 4 سال 1 ماه گذشته #1606 توسط raga
raga ایجاد شده در موضوع: سفرنامه تور روستای ابیانه مورخ 95/7/30
سفرنامه تور روستای ابیانه
مورخ 95/7/30
راهنما: وحید شعبانی




بایاد او
درست در روزی که قرار است پاییز مهر را از طبیعت بگیرد و به جایش آبان را تحویل دهد ما به همراه یارانمان عازم ابیانه می شویم.. موزه سرخ تاریخ ایران ..
هوا تاریک است و مرکبمان از مقابل دیدگان البرز من به راه می افتد و می رویم برای تماشای تاریخ و طبیعت .. ابتدای سفر کمی چشمانمان را میبندیم و ریه هامان را پر می کنیم از نسیم خنک صبحگاهی .. در میانه راه خورشید نیز به ما می پیوندد و راه را برایمان روشن میشازد .. به مهتاب میرسیم...صبحانه ای نوش جان می کنیم و ... حالا در جاده کاشان هستیم و رفقا یک به یک خود را معرفی می کنند .. دوستانی داریم بهتر از آب روان ... وارد جاده کوهستانی ابیانه می شویم و چهره طبیعت تغییر می کند .. کوه های کرکس سر به فلک کشیده و استوار در کنارمان هستند . در نزدیکیه ابیانه دخمه هایی در دل کوه کنده شده که نشان از هوشیاری معماری سنتی این خطه دارد .. دخمه هایی که هر یک متعلق به یک خانواده است و به عنوان زاغه و انبار از آنها استفاده می شود..
ابیانه.. روستای سرخ .. از میان کوچه باغی زیبا عبور می کنیم و وارد بافت روستا می شویم .. از همین ابتدا دوربینها بی وقفه در حال عکاسی هستند .. ویژگیه متمایز ابیانه کوچه هایی باریک ، خانه هایی با دیوارهای بلنو سرخ رنگ و مردمانی با البسه ملون است.. مردان شلوار بختیاری یا دبیت به تن دارند و زنان لباسهای رنگی با چارقد سفید .. که یادگاریست از دوران کهن.. مسجد جامع را میبینیم و از میان ده میگذریم و تابی در کوچه پس کوچه های ابیانه میخوریم .. کاش وضعیت پیرمردان و پیرزنان ابیانه در مقابل دیدگان اینهمه توریست فرنگی جور دیگری بود .. کاش.. با تعدادی از همراهان به دیدار آتشکده باستانی هارپاک می رویم .. از هووخشتره میگوییم تا کوروش کبیر .. چه داستانهای شیرینی دارد این سرزمین هزار نقش.. در رستوران ویونج که در واقع نام قدیم ابیانه بوده است نشسته ایم و غذای دلچسبی می خوریم .. باز هم جاده و .. اینبار وارد شهر کاشان می شویم برای دیدار از گوهر شبچراغ تاریخ این دیار .. تپه سیلک.. شکوهمندی به جا مانده از دوران باستان ..



فردا که ازین دیر فنا درگذریم با هفت هزار سالگان سر بسریم...
اینجا هفت هزار ساله است و پر از رمز و راز .... درباره اش می شنویم و می رویم .. آقای کاظمی جان جانان با بستنی تولد در انتظارمان ایستاده و به یک لبخند میهمانمان می کند ..
در راه بازگشت هستیم .. خوش و خندان .. حالا دوستیها چند برابر شده و یاران کیفور و خوشحالند .. فقط در تعجبیم از اینهمه انرژی بی پایان علی آقای رادمرد .. احتمالا تاثیر آب آلبالوهاییست که در فصل تابستان نوش جان کرده اند .. کرج.. شهر اقوام .. شبهایش روشن است و چشمک زن ..
میدان سپاه .. البرز من .. سفر پایان ندارد .. تا دوباره بدرود !35






راگا - راهنمایان گردشگری البرزمن
آخرين ويرايش: 4 سال 1 ماه گذشته توسط raga.

لطفاً ورود یا ايجاد حساب كاربری برای پیوستن به بحث.

مدیران انجمن: admin1